http://mahdi-pedia.com/fa/wp-content/uploads/2012/09/سید-مهدی-بحرالعلوم.jpg
عالم كامل و زاهد عامل و عارف بصير، برادر ايمانى و صديق روحانى، آقا على رضا طاب اللّه ثراه فرزند عالم جليل حاجى ملاّ محمّد نائينى و همشيره زاده فخرالعلماء الزاهدين حاجى محمّد ابراهيم كلباسى رحمه الله كه در صفات نفسانيه و كمالات انسانيه از خوف و محبت و صبر و رضا و شوق و اعراض از دنيا، بى نظير بود. ما را خبر داد؛ گفت : عالم جليل آخوند ملا زين العابدين سلماسى ما را خبر داد، گفت:
با جناب سيّد در حرم عسكريين (حرم سامرا) نماز خوانديم. پس چون اراده كرد كه بعد از تشهد ركعت دوم برخيزد، حالتى براى او عارض شد كه اندكى توقف كرد، آنگاه برخاست. چون از نماز فارغ شد، همه ماها تعجّب كرديم و جهت آن توقف را ندانستيم و كسى از ما جرأت نمى كرد كه سؤال كند. تا آنكه به منزل برگشتيم و خوان طعام حاضر شد. يكى از سادات حاضر در آن مجلس به من اشاره كرد كه از سرّ آن توقّف از آن جناب سؤال كنم. گفتم: نه! تو نزديكتر از ما هستی.

پس جناب سيّد رحمه الله ملتفت من شد و فرمود: در چه گفتگو مى كنيد؟
و من از همه كس جسارتم نزد ايشان بيشتر بود. پس گفتم: ايشان مى خواهند سرّ آن حالتى را بفهمند كه در نماز براى شما عارض ‍ شده بود.
فرمود: بدرستى كه حجّت عليه السلام، به جهت سلام كردن بر پدر بزرگوارش داخل روضه شد. پس از مشاهده جمال انور آن حضرت مرا آن حالت دست داد تا آنكه از روضه بيرون رفتند.

(نجم ثاقب؛ محدث نوری؛ باب هفتم؛ حکایت ۷۵)