نویسنده: مهدی پدیا

تبار نرجس (ملیکا) – مادر امام زمان علیه السلام

تبار مادر حضرت صاحب الزمان علیه السلام بانو مليکا (در عربی مليکه)، دختر يشوعا و به قول معروف نوه امپراتور روم شرقي است. وی از طرف مادر از نوادگان “شمعون” ـ يکي از دوازده حواری و وصی حضرت عيسي عليه السلام ـ است. ديگر نامهای اين بانو گرامی عبارتند از: نرجس (= نرگس)، ريحانه، صيقل [يا صقيل]، سوسن، خَمط، ماریه (= مریم) و نسيم است که برخی از این ها القاب بشمار می رود. کنيه وی امّ محمّد مي باشد. بنا بر روايات اسلامی چون به حضرت ولی عصر علیه السلام باردار بود، او را صيقل ناميدند. در مورد پدر بزرگ حضرت نرجس یا پدر یشوعا سه شخص را احتمال داده اند: ۱- میخائیل بن تئوفیلوس (میخائیل سوم قيصر و پادشاه بين سالهاي ۲۵۳ ـ ۲۲۸ در قسطنطنيه). برخی نیز گفته اند: همه ی پادشاهان روم را قيصر مي ‏نامند و “تئوفیلوس” و “ميخائيل بن‏ تئوفیلوس” در زمان معتصم عباسي پادشاه روم بوده‏ اند. در عهد ميخائيل برخوردهاى نظامى بين قواى مسلمين و رومى ها مكرر به وقوع پيوسته است، ودر اين درگيري ها هزاران نفر از طرفين به اسارت رفته اند. ۲- تئوفیلوس ۳- بارداس یا ورداس (به یونانی: Βάρδας، مرگ در ۱ اردیبهشت ۲۴۵) دایی و نایب السلطنه میخائیل سوم، امپراتور بیزانس. و گزینه بارداس یا ورداس قابل قبول است. زیرا: در روایت حضرت نرجس این جملات آمده است: “من مليكه دختر يشوعا فرزند قيصر روم هستم...

ادامه مطلب

خدمت به امام زمان (وظایف شیعه در عصر غیبت)

روزی تاجری از اهالی خراسان، به یکی از خدمتکاران امام صادق علیه السلام گفت: آیا می پذیری من به جای تو خدمتگزاری حضرت صادق را انجام دهم و تو به جای من، صاحب دارایی ها و ثروت های زیادی باشی که دارم. مرد خدمتگزار پاسخ داد: بگذار از حضرت صادق علیه السلام اجازه بگیرم؛ شاید آن حضرت موافقت نمایند. پس از آن، به نزد حضرت صادق آمد. به سوابق خدمتگزاری خود اشاره کرد و پرسید: اگر خداوند از نظر مالی شرایط خوبی پیش روی من قرار داده باشد، آیا شما با آن مخالفت می کنید؟ حضرت به او پاسخ دادند: من مال خود را نیز می بخشم، چه رسد که مانع بخشش دیگران شوم! خدمتکار ماجرای تاجر ایرانی و پیشنهاد او را، به امام علیه السلام باز گفت. آن حضرت فرمودند: اگر تو نسبت به خدمت نزد ما بی رغبت شده ای و آن مرد اهل خراسان مایل به خدمت ماست، مانعی وجود ندارد که او به جای تو بیاید و تو به جای او بروی. خدمتکار شادمان قصد بازگشت کرد. در این هنگام امام صادق علیه السلام او را خواندند و فرمودند: چون مدّت زیادی است که تو نزد ما هستی، به جهت طول خدمتگزاری تو، پندی به تو می دهم. چنانچه باز هم مایل بودی بروی، می توانی بروی! سپس فرمودند: روز قیامت … شیعیان ما وابسته به ما خواهند بود و به هر کجا ما وارد...

ادامه مطلب

عصر بعد از ظهور – اعلام عمومی

پرسید: او چه خواهد گفت؟ گفتم: پیش از سخنرانی او، ندایی آسمانی به گونه ای که همه ی آفریدگان در آسمان ها و زمین، آن را می شنوند، اعلام می کند: «این مهدی آل محمّد است! با او پیمان ببندید و از فرمانش سرپیچی نکنید!» (شیخ علی یزدی؛ الزام الناصب فی اثبات الحجّة الغائب ۱:۱۳۷.) دوازدهمین امام معصوم، به هنگام ظهور، پشت به دیوار کعبه ایستاده، یا این آیه آغاز می فرماید: «بقیّة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین»: «باقی گذارده خدا برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید». سپس مر فرماید: «بقیّة الله من هستم!» آن گاه صدای دلنشین و ملکوتی اش در گوش ها چنین طنین خواهد انداخت: «ای مردم! … هر که می خواهد به آدم و شیث (جانشین حضرت آدم) بنگرد، من (صاحب کمالات) آدم و شیث هستم؛ و هر که می خواهد نوح و فرزندش “سام” را ببیند، من (دارای کمالات) نوح و سام هستم. بدانید هر که می خواهد ابراهیم و (فرزندش) اسماعیل را مشاهده کند، من (دارای کمالات) ابراهیم و اسماعیل می باشم. آگاه باشید هر که می خواهد موسی و “یوشع” (جانشین موسی) را مشاهده کند، من (دارای کمالات) موسی و یوشع هستم؛ و هر که می خواهد به عیسی و (جانشین اش) “شمعون” بنگرد، من (دارای کمالات) عیسی و شمعون هستم. بدانید هر که می خواهد به محمّد و امیر مؤمنان _درودهای خداوند بر آن دو _ نگته کند؛ پس...

ادامه مطلب

مهدی در شعر پارسی قرن پانزدهم – موسوی گرمارودی

گر بیایی کویر خسته ی شب ** گلشن مهر و نور می گردد گر بیایی به زیر پای طلوع ** چاه، راه عبور می گردد گر بیایی ستارگان سحر ** در نگاه تو رنگ می بازند گر بیایی کبوتران سپید ** لانه ها را دو باره می سازند من در این غار، خسته و دلتنگ ** انتظار تو را ستاره کنم در شب وحشت آفرین و سیاه ** لحظه های تو را شماره کنم من ز شوق و شعف شوم لبریز ** تو چو لبخند ماه رویایی با مژه می دوم به پابوست ** که تو از راه دور می آیی آری ای صبح مهربان امید ** مشعل دلفروز زیبایی روح شعر ستاره و دریا ** کعبه ی قلب های شیدایی آه ای اشتیاق بی پایان ** تو بیا تا که عشق جان گیرد زیر زنجیر آهنین شکیب ** دست لرزان ما توان گیرد تو بیا تا ز پرتوی رویت ** شب تاریک ما سحر گردد ورنه ای مهر مهربان مهدی ** بی تو هر لحظه تیره تر...

ادامه مطلب

سلطنتی از سلطنت سلیمان وسیع تر

…۶۲۲ نشستی فوق العاده بود! از مدّت ها پیش، موضوع و متن سخنرانی ها و برنامه های دقیق آن چند روز، مشخّص و اعلام شده بود. گفتم: من پیشوایی را می شناسم که از چهارده قرن پیش، متن او|لین سخنرانی او را به جهانیان اعلام کرده اند. تعداد یاران ویژه اش را مشخّص کرده اند. محلّ دقیق ایراد سخنان و دعوت عمومی اش تعیین شده است. جایگاه پیمان بستن با او را نشان داده اند. مقصد نخستین سفر او را گفته اند. از اوّلین مبارزه او و نام دشمن سر سخت و رزم گاهش خبر داده اند. پایتخت جهانی اش را مشخّص کرده اند و حتّی پیمان نامه ی او با یارانش را … (روزگار رهایی؛ کامل سلیمان؛ ۱: بخش ۱۲) گفت: او کیست؟! گفتم: او همان آرزوی بزرگ جهانی است که تمنّایش همواره در دل خداپرستان بوده است. (دعای ندبه ؛ مفاتیح الجنان ؛ شیخ عباس قمی) او «مهدی آل محمّد» علیهم السلام است. او کسی است که «سلطنتش، از سلطنت سلیمان بزرگتر و پادشاهی اش از پادشاهی او وسیع تر است.» (روزگار رهایی؛ کامل سلیمان؛ ۱: ۴۹۶؛ ح ۶۲۲) (به نقل از: به زیر پای طلوع؛ حورا طباطبایی قمی؛ شابک:...

ادامه مطلب

مشاهده مقالات دسته خاص